اینترنت که به وجود آمد، یک ابزار اختصاصی نبود، ما هم میتوانیم از آن استفاده بکنیم یعنی یک راه دو طرفه است. اگر دشمن می تواند از علوم ارتباطات و از پیشرفت ها و تازه های علمی این رشته استفاده کند، ما هم می توانیم استفاده کنیم.از همان شیوه هایی که ضلالت منتشر می کنند، ما استفاده می کنیم و هدایت را منتشر می کنیم. امام خامنه ای (مد ظله العالی) درباره ی ما
سرباز ولی امر هستیم؛ در فضای مجازی و خارج از آن. ناصحان رحل خود بر جای دیگری بیفکنند! سر ما و قدم اوست که وصی امام عشق است و نایب امام زمان (عج). برای یاری دین خدا به بدر و احد و حنین و صفین و کربلا و این آخری، جبهه روح خدا، نرسیدیم اما اکنون بسیجی خاکسار امام خامنهای (روحی فداه) هستیم. قلم بخواهد، قلم میزنیم؛ شمشیر بخواهد، شمشیر. سکوت بخواهد مطیعیم؛ فریاد بخواهد، مطیع. سوز جانبازی برای آرمان اسلام و انقلاب اسلامی را سالهاست که در سینه پروراندهایم و علم کامل داریم که برای پایداری انقلاب اسلامی بسوی کربلای خود رهسپار خواهیم شد. از دنیا هیچ نمیخواهیم جز اینکه به پر و پای ما نپیچد؛ حزب الله در میان دنیاداران با همان مشکلی روبروست که هزار و چهارصد سال است اولیای خدا با آن روبرو هستند. دیگر اینکه سید شهیدان اهل قلم فرمود: هر کس میخواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند.
حضرت علی علیهالسلام در سیره حکومتی خویش بسیار مراقب بودند تا افراد صالح و شایسته را برای اداره امور انتخاب کنند و کسانی را که لیاقت، شایستگی و برتری بیشتری نسبت به سایرین دارند، برای انجام مسئولیت برگزینند. آن حضرت هرگز اجازه نمیدادند والیان ناشایست بر مردم حکومت کنند؛ چنان که همه افرادی را که عثمان بر سر کار آورده بود، از کار برکنار نمودند و افرادی را که شایستگی کافی برای انجام مسئولیت داشتند، بر سر کار آوردند؛ زیرا آنان پست و مقام خود را یا به سبب اشرافیت و یا بازیهای سیاسی به دست آورده بودند. حتی خود معاویه را نیز که از سران قبیله قریش بود، از کار برکنار نمودند.
در پایان این مراسم و پس خاتمه آن، اتفاق جالبی نیز رخ داد؛ امیرعباس ناهیدی داوود آبادی پس از خاتمه مصاحبه در جمع خبرنگاران، به نزد وزیر آموزش و پرورش آمد و به وی گفت «من از شما خواهشی دارم.»
وزیر آموزش و پرورش روی زمین مقابل امیرعباس زانو زد و گفت: «بفرما»
امیرعباس با همان لحن کودکانه اما صمیمی به وزیر گفت «شما که توی هیأت دولت هستید، مواظب «آقا» [مقام معظم رهبری] باشید.»
این جمله امیرعباس برای لحظهای وزیر آموزش و پرورش را تحت تأثیر قرار داد و شاید اصلا آمادگی نداشت که او چنین درخواستی کند و در پاسخ گفت: «ما مخلص «آقا» هستیم؛ من و تو دوتایی با هم مخلص «آقا» هستیم؛ یک «آقا» که بیشتر هم نداریم، داریم؟
در سال یازدهم هجرت رسول اکرم (ص) در آخرین سفرحج (در عرفه)، در مکه و در غدیرخم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت خود خبر داد. چنان که قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود که پیامبر هم در نیاز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بیمارى و پیرى مانند دیگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پیامبر اکرم (ص) یک ماه قبل از رحلت فرمود: «فراق نزدیک شده و بازگشت به سوى خداوند است. نزدیک است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمایم و من دو چیز گران در میان شما مى گذارم و مىروم: کتاب خدا و عترتم، و خداوند لطیف و آگاه به من خبر داد که این دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا کنار حوض کوثر برمن وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود».
● روز «شهدای دانشجو» مصادف با چنین روزی از تقویم تاریخ هجری شمسی میباشد.
شانزدهم دیماه، سالروز شکلگیری حماسه خونین هویزه توسط دانشجویان پیرو خط رهبری و به فرماندهی دانشجوی شهید، علمالهدی است. این دانشجویان رزمنده در ۱۵ دی ۱۳۵۹ش، عملیاتی را در هویزه و سوسنگرد آغاز کردند و پیروزیهای مهمی کسب کردند.
نیروهای اسلام درحالیکه تجهیزات نظامی در اختیار نداشتند، تا آخرین قطره خون به دفاع از سرزمین ایران اسلامی پرداختند، مظلومانه به شهادت رسیدند و حماسه هویزه را آفریدند. به پاس تجلیل از رشادتهای دانشجویان مسلمان پیرو خط امام (ره)، بهویژه شهید علمالهدی، شانزدهم دی، روز «شهدای دانشجو» نام گرفت.
دلم می خواهد از ته دل آهی کشم ، آه کشم که ای مردمان بی بصیرت ، که ای آنان که چشم بر حقایق بسته اید ، فراموش کرده اید ؟؟؟ فراموش کرده اید که همین چند سال پیش ، نه خیلی دور ، همین چند سال پیش ، همین جا بدن هایی تکه تکه شدند ، سر هایی از تن جدا گشتند ، دست و پاهایی از صاحبشان خداحافظی کردند ، که من ، که تو ، که ما ، در آسایش باشیم ؟ آن گاه ما این گونه پاسخش را دادیم... گاه با خود فکر می کنم که چه شد بسیجی شدند ؟؟ که چه شد دنیا و ما فیها را به چشم حقارت نگرسیتند و دنی و پست بودن دنیا را به چشم خویش دیدند و پا روی نفس گذاشته و از جان گذشتند . آنان به وصال حق دست یافتند اما ما چه ؟؟؟ ما کجای قصه ایم ؟ باید دید که اینبار ما نیز بسیجی وار طالب شهادت هستیم یا خیر ؟
همت ها و باکری ها الگو های مایند . و چه نیک الگویی بر گزیدیم . تا شهادت راهی صعب العبور در پیش است و از شهادت تا خدا یک نگاه فاصله است .
باید جنگید ،پشت نیمکت و خاکریز فرق نمی کند ،باید جنگید ؛ بر رسم جنگ مردانی که می جنگیدند و گلوله به جان می خریدند ، آخ چه عاشقانه بی سر و بی پا شدند ، تا ما بی سر وپا نباشیم !!!